رهگذار عمر... 

 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


لوگو

 


گیتار و موسیقی
دهکده عشق
لینک 3
لینک 4


Gardoon Persian Templates

طراحی

 

 

۱۳۸۳/٧/٢۳

 

 

- دلم برات می سوزه ؟

- چرا ؟

- چون تو خيلی بدبختی ... چطور بگم .. چشات مثل چشای يه گربه می مونه که يه شب بارونی از خونه انداختنش بيرون و مثه يه موش آب کشيده شده ...

- نه اينطور نيس ... من خيلی هم خوشبختم .

- با اين حال من دلم برات می سوزه .

- می دونی من از بوی سوختنی حالم به هم می خوره .

- ميشه واست گريه کنم ؟

- اگه فين فين نکنی اشکالی نداره وگرنه خواهش می کنم جلوی خودتو بگير .

- نمی تونم ... من هميشه موقع گريه کردن از بينيم آب می چکه .

- پس ممنون می شم واسم گريه نکنی .

- خدای من .. من نمی تونم واسه تو کاری نکنم ...

- اگه خواهش کنم يه کاری واسم می کنی ؟

- اوه .. البته ... اين نهايت آرزومه ...

- ميشه واسه من بميری ؟

- ...

- مردی ؟

- آره .

- ممنونم .

----------------

۲**

- مامان ؟

- جونم ؟

- ميشه بگی مردن چه شکليه ؟

- چرا اين سئوالو می کنی ؟

- آخه امروز بابا چن بار به تو گف برو بمير .

- نه عزيزم .. اشتباه شنيدی .

- نه ... سه بار گف آخه .

- .... مردن چيز خوبيه عزيزم .. شبيه پريدنه .

- پريدن ؟

- آره .. شبيه پريدن می مونه .. اونم بدون بال ... دستاتو باز می کنی و آروم می ری بالا .

- کجا می ريم ؟

- می ريم پيش اونايي که دوسشون داريم ... ميريم پيش خدا توی يه باغ بزرگ ...

- اوخ جون ... تو باغه پروانه هم هس ؟

- آره پروانه هس ... گل هس ..

- بابا چی ؟

- ... نع .. بابا نيس .

- مامان ؟

- جونم .

- ميای با هم بميريم ؟

-------------------

۳*

- اااا... شما اينجا چيکار می کنيد ؟

- شما ؟

- منو يادتون نمياد ؟

- نه

- من به خاطر شما خودکشی کردم ... يادتون نيست ؟

- آها... چه جالب .

- کجای اين موضوع جالبه ؟

- آخه درست سه روز بعد از اينکه خبر خودکشی شما رو شنيدم منم خودکشی کردم .

- جدی؟ چرا ؟ شما که منو دوست نداشتيد .

- دچار عذاب وجدان شده بودم .

- خب ...متاسفم ... حالا من و شما هر دو اينجاييم .. باز به هم رسيديدم .

- آره ...شما هنوز منو دوست داريد ؟

- خيلي زياد تر از قبل ... من الان يه خونه دارم توی جهنم ... جاش زياد خوب نيست ولی گرماش قابل تحمله .

- من هنوز توی برزخم .

- با من ازدواج می کنيد ؟

- ... اينجاهم ميشه ازدواج کرد ؟

- آره ...منتها ديگه جشنی در کار نيست .. مستقيم ميريم خونه .

- باشه .. من حرفی ندارم .

- واقعا خوشحالم ... حداقل خودکشيم بدون نتيجه نبود .

- کجا بايد بريم .

- می دونی جهنم اونطوريام که می گن نيست فقط هميشه تابستونه ... آب لوله کشی هم نداره ... ولی ميشه توش زندگی کرد .

- باشه ... بريم .

- محضرش نمی دونم کجاس ... ولی پيداش می کنيم حالا که با هميم هيچ مشکلی نيس .

- درسته ... منم خيلی خوشحالم .

- شايد خدا ما رو بفرسته بهشت .

- اميدوارم .

- نفرسته هم مشکلی نيست چون وقتی با هميم جهنم برای من مثل بهشته .

- پس بزن بريم .

...

m

پيام هاي ديگران ()


 


 
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]