رهگذار عمر... 

 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


لوگو

 


گیتار و موسیقی
دهکده عشق
لینک 3
لینک 4


Gardoon Persian Templates

طراحی

 

 

۱۳۸٢/٥/۱٤

يكي را دوست مي دارم ولي افسوس ....

 

گر در ره عاشقي قدم راست نهي
معشــــــوق به اول قدمت پيش آيد

امروز خيلی ناراحتم چون اولا سيم( ر) گيتارم پاره شده ودوما بعد از يک ساعت وبلاگ نويسی همشون پاک شدند....

من خيلی صدای سيم( ر) رو دوست داشتم چون..بماند.....خدا کنه سيم آخرم پاره نشه......

تقديم به همه اونايی که دوسشون دارم ولی نميدونن ....!!

.*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*

يكي را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش ميكنم شايد بخواند در نگاه من كه او را من دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند
به برگ گل نوشتم من تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس او گل را به زلف كودكي آويخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم اي مهتاب سر راهت به كوي او سلام من رسان و گو :
تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس چون مهتاب به روي بسترش لغزيد
يكي ابر سياه آمد كه روي ماه تابان را بپوشاند
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم
تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس و صد افسوس
ز ابر تيره برقي جست كه قاصد را بسوزاند
كنون وامانده از هر جا
دگر با خود كنم نجوا
يكي را دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگز نمي داند

m

پيام هاي ديگران ()


 


۱۳۸٢/٥/۱۳

درياب دمی که با طرب ميگذرد....

 

مارا زخرابات خراب آوردند       درميکده بردند وشراب آوردند

گفتيم شراب را کبابی بايد       دلها همه بردند و کباب آوردند...

----------------------------

امروز نتايج کنکور رو دادند اينطرفی ها و اون طرفيا معلوم شدند

بذار اينا هم بيان ببينن خبری نيست...

 

m

پيام هاي ديگران ()


 


۱۳۸٢/٥/۱٢

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد....

 

حميد مصدق...سيب...

تو به من خنديدي
و نمي دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالها هست كه در گوش من آرام،
آرام
خش خش گام تو تكرار كنان،
ميدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا،
- خانه كوچك ما
سيب نداشت ..........
.

m

پيام هاي ديگران ()


 


۱۳۸٢/٥/۱٢

عشق "بُتى" ،مى كُشدم....

 

ديگه قاط زديم ...!!!

 

ديروز شهادت حضرت فاطمه بود

من جديدا چند تا دوست گيتاريست پيدا کردم  از ۵شنبه تا ديروز با اونا بودم و ست می کرديم.

به مناسبت شهادت چند بار هم آهنگ ياس کبود رو زديم.من از اينکه منو به عنوان تک نواز انتخاب کردن خيلی حال کردم... امروز هم اسد اينا از سيرجون اومدن و الان هم رفتن...اين سه چهار روز تقريبا ۱۰ تا قوطی تن ماهی ۲ تا ذرت شيرين ۴ تا بريانک ۷ تا نوشابه و۱۰ با چیپس رو با فرزاد خورديم واقعا ور شکست شدم!!!!! شدم مثل قوطی کنسرو!!! کاشکی ميشد بريم خونه غذای مامان بخوريم...!!!!!!!!!! امروز نمره های ميان ترم رياضی را دادن من  دو ونيم شده بودم.....و خيلی چيزای خوب ديگر هم ديدم آه.... آه... اگر روزی نگاه تو مونس چشمان من باشد...... قلعه کوچک تنهاييم چهار ديوارش ز هم پاشد..

الهي از كشته ي تو خون نيايد و از سوخته ي تو دود
كشته ي تو بكشتن شاد است و سوخته ي تو بسوختن خشنود

دل درد تو را بجان مداوا نكند
در عشق تو جان ز غم محابا نكند
ما را و غمت به كس نگوئيم اگر
بوي جگر سوخته رسوا نكند.....

m

پيام هاي ديگران ()


 


 
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]